تبليغاتX
Only GOD
مورچه سیاه تو شب سیاه رو سنگ سیاه
خدا اراده کرده بود که عشق رو نقاشی کنه/میخواست به زخم عاشقا بازم نمک پاشی کنه


برای بوم نقش خود کرب و بلا رو آفرید/با قلموی قدرتش یه نقش دلربا کشید


اول نقاشی زدش نقشی به رنگ شور و شین/ اول از از همه کشید رو نیزه ها سر حسین


برا نماد دلبری صورت اکبر رو کشید/ نشون اوج بی کسی گلوی اصغرو کشی


زد قلمو رو توی خون یه گوش پاره رو کشید/ تو دست قاتل حسین یه گوشواره رو کشید


نقشی زدش به بوم خود ز اوج غربت نبی/ به رنگ تیره ی غروب رنگ کبود زینبی


با چشمای ربابه گفت معنی اشک و گریه رو/صفحه ی آخرم کشید قد خم رقیه رو


خدا تو بوم نقاشی عطر گل یاس رو کشید/برای امضا زدنش صورت عباس رو کشید

+ نوشته شده در  شنبه 1388/09/07ساعت 21:19  توسط بلدچی!!! | 
لیاقت یه نظرم نداشتم؟؟

نظر گدایی نمیکنم هم فکری میخوام..

اینم یه سوال دیگه..خواستید جواب بدید. نخواستیدم ندید.

گناه کردن آدم دلیلی واسه شکنجه شدنش تو این دنیاس؟اگه دلیل میشه توضیح بدید.

جواب بدید خیلی کمکم کردید.

خدافظ.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/09/07ساعت 19:26  توسط بلدچی!!! | 
در عجبم از این مردمان پست/این طایفه زنده کش مرده پرست

گر زنده بود کشندش به جفا/ تا بمیرد برندش بر سر دست




نظراتون راجع به پست قبلیرو تو همین پست بدید.

ممنون.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/09/06ساعت 23:0  توسط بلدچی!!! | 
با سلام..

این وب تازه باز شده.

باشید و بخونید...

دو بعد از خودمو میگم...شما بگید کدومم..باشه؟

1:

جوونی هستم 22ساله..خیلی شاداب و سر حال...با امید به زندگی.با هدف.میدونم کجا میخوام برم..

خیلی شاد و شنگولم..با زندگی حال میکنم.و...

2:

آدم پیری هستم 60-70 ساله..مجرد..بدنم خستس..روحمم از زندگی خستس...هیچی ندارم...از اون اول که 22ساله بودم هیچ امیدی نداشتم الانم ندارم..هر روز که بیدار میشم از در و دیوار دور و برم شروع میکنم فحش دادن تا اونی که بالا بالاها نشسته.میگی چرا؟ چون هر روزی که تو(دختر خانوم یا خوشگل پسر) با صدای عزیزم مامانت بیدار میشیو من هیچ وقت ندیدم.چون همون روزی که به عشق بیرون رفتن بلند میشی من قصم میشه چجوری روزو شب کنم که این عمر لعنتی که معلوم نیست تهش کجاس تموم شه..

حالا بگید کدومم؟؟

من برم که وقت خالی کردنمه...یه ذره پر شده روحم..خالی نشم معلوم نیست فردایی داشته باشم یا نه...داشته باشم بده نداشته باشم حرومه..

واسه شروع بسه.

خدافظ.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/09/06ساعت 22:33  توسط بلدچی!!! | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دنباله مطالب معنی دار و شعر و عشق و هر چیزه دیگه نگردید.اینجا هیچی نیست جز خلوت نتی و مجازی من.
به آدرس وب نگاه کنید اگه شناختید بگید.

نوشته های پیشین
88/09/01 - 88/09/30
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM